X
تبلیغات
رایتل
شنبه 25 اردیبهشت‌ماه سال 1389
ترس و نادانی در ایران

ترس درونی ایرانی ها که با خدا شروع میشه و با خانواده و مدرسه و دانشگاه و جامعه ادامه پیدا میکنه بسیار قویتر از شادی و زیبایی و خوشبختی ایه که سایر مردم جهان دارند بدون مسابقه و جنگ و حسادت بهش میرسند . ترس از مرگ . ترس از باختن . ترس از حرف دیگران . ترس از سینمای مستند . ترس از ضمیر ناخودآگاه خود !! ریشه این ترس کجاست ؟ چرا ایرانی قرنهاست مثل یک بچه از بزرگترش میترسه و فقط وقتی که خودش داد میکشه و فحش میده و تخریب میکنه میتونه به ترسش غلبه کنه و رو حرف بزرگتر حرف بزنه ؟ چرا هنوز با مسخره کردن دیگران و بی تفاوت نشون دادن خودمون به کارهای خوب و بزرگ انسانی دیگران سعی در ادامه لجبازی بچگانه مون داریم ؟ چرا انقدر کودکانه ترجیح میدیم بزرگ به نظر بیایم تا واقعا بزرگ باشیم و مسئولیت بپذیریم ؟ بزرگ شدن چطور اتفاق می افته که مردم این سرزمین بعد از هزاره ها هنوز یاد نگرفته اند ؟ اروپا چطوری فکر کرد که امروز بدون نیاز به بزرگ کردن گذشته اش احساس رشد یافتگی میکنه و از چیزی هم نمیترسه ؟

 

کسب دانش خود انگیخته و غیر سفارشی باعث میشه مردابی بنام وطن رو به گلستانی بنام وطن تبدیل کنیم . دانشی که برای کسب در آمد نباشه . دانشی که برای کسب احترام اجتماعی و پر کردن حقارت های بچگی نباشه . دانشی که برای بالا بردن پرچم فوق لیسانس و دکترا و فوق تخصص ها نباشه . دانشی که برای کشف باشه . برای روشن شدن حقیقت . برای نقد . برای شناخت عمیق و معمولا دردناک از پذیرفتن اشتباهات صدبار تکرار شده خودمون. این دانشه که ترس رو از بین میبره و مسئولیت میاره نه اون چیزی که در کلاسهای آموزشی و دانشگاه و مدرسه و خانواده ارائه میشه و همه اش بر پایه امتیاز و نمره است . و این دانشه که از آگاهی و نیاز برخاسته نه از سر روکم کنی و رقابت . و فقط در این صورته که میشه مخالفت رو تبدیل به یک نعمت کرد و در کنار مخالفان فکری دوستانه و با حسن نیت زندگی کرد نه اینکه با کینه توزی و دشمنی به هر حرف متفاوتی خیره بشیم و تا براندازی کامل نظرات مختلف کار دیگه ای نکنیم . و با همین دانشه که میشه تولید وتلفیق و نوآوری رو در همه زمینه ها ایجاد کرد.    

 

و اما نگاه ما زمانی تغییر میکنه که اندیشه مون بزرگ تر بشه و اطلاعات ورودی ذهنمون متنوع بشه نه اینکه یه حرف رو در جملات مختلف و روش های گوناگون بشنویم و بخونیم و ما از این اتفاق مهم غافلیم . شاهد مثال هم کتاب هایی که از ابتدای تاریخ ایران با عنوان اندرزنامه و نصیحت نامه تا همین امروز بصورت چگونه پولدار شوید و رمزهای موفقیت و لطفا آدم خوبی شوید منتشر شده و هیچکدام بجز نصیحت و انتقال اطلاعات قدیمی نه قدمی در راه نقد بر داشته اند و نه موجب بحث و گفتگو و تفکر شده اند .